اولين دلبري دختركم براي بابا سامان مهربون
سلام دخمل نازم الهي مامان فداي خودتو تكون هاي دوست داشتنيت بشه.الان روي صندلي بابايي لم داده بودم و داشتم زبان ميخوندم كه شروع كردي به ورجه وورجه كردن و انقدر واضح بود كه ميتونستم تكون هاتو ببينم .طفلي بابايي سرش درد ميكرد و توي اتاق دراز كشيده بود،منم سريع رفتم پيشش تا اين لحظه خاي دوست داشتني رو با هم شريك بشيم.اولش اروم شدي بعد يه مدت كه دست بابايي رو شكمم بود سه تا ضربه دوست داشتني رو نصيبمون كردي،من و بابايي هم كلي قربون صدقت رفتيم.بابا سامان خيلي خوشحال شد و به مدل خودش ابراز عشق كرد . فدات بشم دختركم هميشه خوب باش .به اميد روزي كه تو بغلم باشي و تكون هاتو احساس كنم هر چند ميدونم دلم براي روزهاي دونفرگيمون با همديگه هم تنگ ميشه. ...
نویسنده :
مامان نگار
15:41

