ديدن روي ماهت
سلام دخترك مامان .خوبي نفسم؟
روز پنج شنبه اومدم به ديدن روي ماهت عزيزم .فداااي شما بشم من كه انقدر ناااز داري ماماني باز هم پشتتو كردي و صورت خوشگلت رو قايم كردي ولي خداروهزار مرتبه شكر كه حالت خوب بود و خداروشكر حين شيطونك بازيهات بند نافتو از دور گردنت در اورده بودي و اين خيلي خيلي ما رو خوشحال كرد عزيزم.
توي ٢٨ هفته و ١ روزگيت ١٢٨٢ گرم بودي .الهي مامان دورت بگرده كه داري كم كم تپلي ميشي.
امروز از صبح دلم يه جورايي گرفته بود ولي وجود بابا سامان و اغوش پر از مهر و محبتش باعث شد حال ماماني خيلي خوب بشه و تبديل به يه روز خاص بشه امروز.
الان هم بايد بشينم و براي فردا يه لكچر امادهكنم و فردا راجع بهش تو كلاس حرف بزنم.دعا كن واسه مامان دختر نازم.
بابا سامان عزيز اين. بدون كه يه دنيا عاشقتم ولي اين هورمون ها بعضي روزها كلا روحيه و حالمو بهم ميريزه.
دختر نازم من و بابا سامان يه دنيا عاشقتيم.
شيطوني نكن و حسابي مراقب خودت باش تا به سلامتي بياي تو بغلمون عزيزم.

ديدن روي ماهت 
