مخمل ما

از همه جا :)

1394/2/20 20:12
نویسنده : مامان نگار
495 بازدید
اشتراک گذاری

سلام نفسمبوس

خوبی عزیزکم؟مامانی از اون بالا بالاها حواست به مامانی و بابایی هم هست یا نه وروجک؟؟چشمک

سه شنبه گذشته من و بابایی رفتیم به شهری که بابا سامان مصاحبه داشت.بماند که هوا خیلی خیلی بد بود و بارون شدید میبارید و ما با چه سختی خودمون را رساندیمخسته و شب را پیش یک اقا و خانوم دانمارکی مهربون گذروندیم. تجربه جالبی بود برامون راضی آنه و همسرشون دو تا سگ بامزه داشتن  که خیلی دوست داشتن با ما بازی کنند و از سر و کولمون بالا میرفتنخندونک البته بین خودمون باشه مامانیت از سگ میترسهترسو ولی اونجا مجبور بودم خودم را کنترل کنم چون خارجیها عاشق سگهاشون هستند و دوست ندارند کسی با سگاشون بد رفتار کنه اونوقت انگار بهشون بی احترامی کردیسکوت

خلااااصه اون شب  خیلی خوب بود کلی سعی کردیم دانمارکی صحبت کنیم البته دست و پا شکستهخندونک

مامانی خوش به حالت که راحت این زبان رو یادمیگیریآرام خدا رو چه دیدی شاید به ما هم یاد دادی زبانحتی خود دانمارکی ها هم میگن که زبان خیلی خیلی سختی دارنددرسخوان

خوب اون شب گذشت و فردا صبح زود بابایی راهی مصاحبه شد گویا همه چیز خوب بوده و ما امیدواریم اگر صلاحمون هست این کار جور بشهفرشتهالبته شما هم بیکار نشین مامانی از خدا بخواه زودتر کار بابایی جور بشه تا بتونیم زودتر به هم برسیمبغل

این روزا هم حسابی مشغول زبان خواندنیم هفته دیگه امتحان داریمخطا 

امیدواریم این روزای پرتنش هرچه زودتر تمام بشه و زندگیمون آروم بشه!طفلکی بابا سامان خیلی خیلی ذهنش درگیره چون همیشه همه تلاشش رو میکنه تا بهترین زندگی را برامون بسازهمحبت

بابا سامان من و کنجد به خاطر تمام مهربونیهات ممنونتیم .محبت

راستی مامانی امروز دومین یکشنبه ماه می هست و روز جهانی مادرمحبت

از خدای مهربون میخوام که منو لایق مادر شدن بدونه و من سال دیگه همچین روزی کنجدم را داشته باشمبغل عزیز مادر بیتاب لحظه بوییدنتمبوس

پسندها (1)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)

niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به مخمل ما می باشد