برگشتن مامان بابا به ايران و اولين روز تنهايي ما
سلام آواي مامان خوبي عشق مادر؟الان دقيقا پنج ساعت كه من و شما تنهاييم و اين اولين روز با هم بودنمونه مامان بزرگ و بابابزرگ خيلي اين مدت برات زحمت كشيدن واقعا دستشون درد نكنه.جاشون واقعا خاليه پيشمون .تقريبا سه ماه پيشمون بودن،اميدوارم به سلامتي برسند ايران و خيالون راحت بشه. الان منتظر بابا سامان مهربون نشستم تا از فرودگاه برگرده. عاشق هر دوتونم عزيزاي دلم
نویسنده :
مامان نگار
19:04
يك ماهگي آوا جون و تولد بابابزرگ
سلام نفس مادر الهي فدات شم بالاخره بعد از كلي انتظار ١٠ خرداد ساعت ١:٥٣صبح به دنيا اومدي. انقدر اين روزا سرگرم نگهداري از تو دختركم هستم كه وقت نكردم خاطراتت رو بنويسم. امروز تولد بابا بزرگ هست .الهي كه ١٢٠ ساله بشه و سايش رو سرمون باشه . اكثر كاراتو بابابزرگ و مامان بزرگ و بابايي انجام ميدن چون ماماني هنوز خيلي روبراه نشده.انشالله كه همگيشون هميشه سلامت باشند. ماماني روز زايمان بابا سامان خيلي خيلي به هردومون كمك كرد و مطمعنم اگه بابايي نبود ماماني نميتونست شما رو سالم به دنيا بياره بابا سامان من و اوا گلي يك دنيا عاشقتيم و قدر همه محبت هاتو ميدونيم
نویسنده :
مامان نگار
18:40
روزهاي انتظار
سلام عزيز دل من خوبي نفسم؟عزيزكم مثل اينكه جات خيلي راحته ماماني كه اصلا قصد اومدن نداري و ما رو حسابي چشم انتظار گذاشتي در واقع امروز بايد ميومدي تو بغلم گلم ولي تنوز كه نازت زياده فدات شم،البته بابايي فردا امتحان رانندگي داره توي نوبرگ كه اميدوارم اومدن دختر نازم با امتحان بابايي يكي نشه.انشالله كه بهترين موقع رو انتخاب كني دختركم. تو اين مدتي كه مامان باباي ماماني اينجان دو بار تو هفته ٣٧ و ٣٩ اومديم ديدنت .كلي مامان مهين ذوقت رو كرد وقتي صداي دلنشين قلبتو شنيد،همه حسابي منتظر ديدن روي ماهتيم. فردا بايد بريم پيش ماما تا ببينيم چي ميگن!!!انشالله كه بهترين ها برامون پيش بياد و به سلامتي تو بغل بگيرمت نفسم. بابا سامان هم حسااا...
نویسنده :
مامان نگار
17:31
دايى فرهاد تولدت مبارك
سلام دختركم. خوبي نفسم؟ امروز تولد دايى فرهاد بود كه با بابايى بهشون زنگ زديم و تبريك گفتيم انشالله كه صد سال زنده باشه .همگي منتظر به دنيا اومدنت هستند پرنسس مامان. دوست دارم عزيزم مواظب خودت باش
نویسنده :
مامان نگار
23:29
روز پدر مباااارك بابا سامان
سلام دختركم.خوبي نفس مامان؟ امروز روزه پدر هست عزيزم،خيلي خوشحالم كه باباي به اين مهربوني داري و خيالم راحته كه برات چيزي كم نميذاره و خداروشكر كه خداوند تو رو به ما هديه داد و ما رو مادر و پدر يه فرشته دوست داشتني كرد. روز چهارشنبه با نينا جون رفتيم سونوگرافي و روي ماهتو ديديم.فدات بشم كه واسه خودت خانوم شدي و تپلي شدي و تو ٣٦ هفته ٣ كيلوگرم بودي و خداروشكر همه چيز نرمال بود.اين احتمالا اخرين سونوگرافي بود تا قبل از زايمان. نفسم حسابي مواظب خودت باش و به موقع به سلامت قدم روي چشم هانون بگذار و خوشبختي ما رو صد چندان كن عزيزم. خبر بعدي اينكه بابا سامان امروز امتحان رانندگي داشت كه مثل هميشه موفق شد.اميدوارم هوش و استعداد بابايي رو ب...
نویسنده :
مامان نگار
20:43
ششمين سالگرد ازدواج مامان و بابا
سلام دختر نازم .الهي مامان فدااااات بشه.خوبي نفسم؟ امروز با هم وارد ٣٥ هفته و ا روز شديم .كم كم داريم به لحظه ديدنت نزديك ميشيم.انشالله به سلامتي به دنيا بياي ناز دخترم.مامان بزرگ و بابا بزرگت هم ٢٣ اپريل ميان كه كمكمون باشن . خداروشكر امسال روز مادر خداوند منو لايق دونست و اين روز با وجود شما براي ما معناي خاصي داشت عزيزم. امروز هم كه ششمين سالگرد ازدواج مامان باباست كه با وجود شما واسمون خاطره انگيزتر شد. عشق نوشت: سامان عزيزم همسر مهربونم ممنون به خاطر حضورت توي زندگيم .با همه وجوم عاشقتم بهترينم دختركم حسابي مواظب خودت باش و بدون كه هممون چشم براهتيم و يه دنيا دوستت داريم.
نویسنده :
مامان نگار
23:48

