مخمل ما

تست غربالگري هفته ١٢

سلام نفس مامان خوبي شيطونك؟ديروز با بابايي اومديم و روي ماهتو ديديم خداروشكر همه چيز خوب بود و سالم و ناز بودي عشق كوچولوي ٥.٦ سانتي من.      
15 آبان 1394

ديدن رور ماهت براى اولين بار

    هر چي از لحظه ديدنت بگم كم گفتم برام مثل يه رويا بودسلام عشق مامااااااان  چطورى نفسم ؟مامانى امروز صبح با ژينا جون و نيناجون رفتيم بيمارستان تا روي ماهت و ببينيم هرچى از شيرينى لحظه ديدنت بگم كم گفتم برام مثل يه رويا بود انگار كه خواب ميديدم باورم نميشد كه يه تكه از وجود من و بابايي هستى كه دارى تو دلم رشد ميكنى انقدر مظلوم و اروم بودي كه تا پرستار دستگاهو گذاشت زووودى ابراز وجود كردى و مامانو منتظر نگذاشتى اروم لالا كرده بودى و يه لبخند ناااز رو لبات بوووود واى مثل معجزه بود انگار تمام دنيا وايساده بود تو اون لحظه بابا سامان خيلى دوست داشت بياد ولى نشد چون تازه رفته سركار و نميتونه براحتى مرخصى بگيره ولى...
22 مهر 1394

اولين ازمايش خون

  سلام نفس مامان چطورى عزيزم ؟اميدوارم كه خوب خوب باشى  حال مامان كه زياد خوب نيست اين روزها ولى همه اين ها فداى سر شما باشه عشقم امروز صبح توي ٩ هفته و ٢ روزگيت رفتم و ازمايش خون را براى چكاپ هاى لازم دادم انشالله روز چهارسنبه ميرم براي اسكن تا بتونم اون قلب خوشگلت رو ببينم عزيز دلم خيلى خيلى هيجان زده ام و مشتاق لحظه ديدارت نفسم قول بده خوب خوب باشي مامانى من و بابا سامان يه دنيا عاشقتيم  
20 مهر 1394

خوش آمدی فرشته کوچولو

خدایاااا هزااااران بار شکر  میگویم که من و همسرم را لایق مادر و پدر شدن دونستی. عزیز دل مهربونم مرسی که زیاد منتظرمون نگذاشتی و زود اومدی توی دل مامان جوانه زدی. عااااااااشقتم نفسم الان انقدر هیجان زده ام که نمیتونم درست بنویسم. مامانی ساعت 14 رفتم بیمارستان و جواب تستم مثبت شد  من و بابا  سامان یه دنیا عاشقتیم عزیزکم ...
24 شهريور 1394

خرید ماشین

سلام نفس مامان سلام عمرم خوبی عزیزکم؟میدونی مامانی چقدر دل تنگته؟ عزیزم ما هم خوبیم خداروشکر جمعه گذشته ماشین خریدیم تا بابایی راحت بتونه بره سر کار و برگرده.البته همون موقعی که قرار بود بریم و ماشین رو تحویل بگیریم کمر مامان نگار گرفت و انقدر درد شدیدی داشت که من نتونستم با بابا برم و تا چند روز بعد هم نتونستم سوار ماشین بشم   خبر دیگه اینکه به همین زودی سه هفته از شروع کار بابا سامان گذشت.راستی مامان بابا سامان برای 5 اذر (26  نوامبر) وقت سفارت گرفتند که انشالله برای تعطیلات ژانویه بیان پیشمون . و مهم تر از همه اینکه مامان نگار قراره 2 اکتبر بره ایرااااان   و بعد از 14 ماه مامان و بابای گلش  را ببینه از ا...
6 شهريور 1394

اولین روز کاری بابا سامان

سلام نفس مامانی خوبی عزیزم؟مامانی مثل اینکه جات حسابی راحته و قصد اومدن تو دل مامان نگار رو نداریااااا شیطونک. کنجد جونم خواستم تو هم بدونی امروز دهم اگوست بابایی بعد از 10 ماه دوباره داره میره سر کار. بابا سامان من و مخمل کلی ارزوهای خوب برات داریم .امیدواریم همیشه سلامت باشی و در تمام کارها موفق باشی.خیلی دوستت داریم.
19 مرداد 1394

رفتن به Haarslev

سلام کنجد مامان خوبی عزیزکم؟خوش میگذره؟ امروز قراره با نینا جون و ژینا جون و بابایی بریم سوناسو.بابایی بره و به امید خدا قرارداد رو امضا کنه و ما خانوما هم یکم سه تایی گردش کنیم تا بابایی کارش تموم بشه. بابا سامان من و کنجد بهترین ها رو برات ارزو میکنیم و امیدواریم که ههمیشه سلامت و موفق باشی. کاش تو هم امروز که شاااادیم تو دلم باشی عزیزم .اگه اومده باشی که دیگه شادی ما صد چندان میشه. قول بده زود زود بیای نفسم من و بابا سامان عاشقتیم
15 مرداد 1394
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به مخمل ما می باشد