روزهای پر استرس
سلام نفس مامان
خوبی عزیزکم؟مامانی از اون بالا بالاها حال این روزای ما رو میبینی! واسه مامان و بابا دعا میکنی گلم؟
این روزا ، روزهای سختی را میگذرونیم.انتظار خیلی سخته و ما همچنان هر لحظه منتظر خبری از شرکتی که بابا سامان برای مصاحبه رفته بود هستیم. هر بار تلفن زنگ میخوره و یا صدای ایمیل میاد قلبمون میریزه ولی دریغ از خبری از سمت شرکت...
این روزها با این حال و احوالمون باید درس بخوانیم برای امتحان چهارشنبه ولی اصلا نمیتونیم تمرکز کنیم
دقیقا الان میفهمم ثانیه ها رو شمردن یعنی چی!!!
خلاصه که مامانی آسمون زندگیمون این روزا خیلی ابریه درست مثل هوای اینروزای دانمارک.همون جوری که هوا تو خرداد ماه قصد نداره بهاری بشه زندگی ما هم فعلا ابری و بارانیه ولی ما منتظر آفتاب تابستون میمونیم و امیدمون به دستای مهربون خداست.دلم میخواد خدا خودش ما را در آغوشش بگیره
راستی فردا ژینا جون مهربون از ایران برمیگرده و ما خیلی خیلی از این بابت خوشحالیم.احتمالا فردا همگی میریم فرودگاه شهر بیلوند
مامانی حسابی هوای بابا سامانت رو داشته باش این روزا خیلی غمگینه حتی تو اوج خنده هم مامانی غم را تو چشماش حس میکنه
خدایا خودت مثل همیشه هوامونو داشته باش و ما را تو مسیر درست قرار بده

روزهای پر استرس
