امتحان زبان
سلاااام نفس مامانی
خوبی گلکم؟چه خبرا عزیزکم؟
این روزها مامان و بابا حسابی مشغول امتحان بودن (ببین چه مامان بابای زرنگ و درسخونی داری
) امروز هم نتایج رو دادند و خداروشکر خوب بود 
خبر دیگه اینکه امرور بابا با شرکت تماس گرفت و گفتند که هنوووز در حال مصاحبه با افراد هستیم و تا دو سه هفته دیگر شاید جواب بدیم.میبینی مامانی اینم روزگار ما
انقدر این دانمارکی ها خونسرد و تنبلند که برای هر کاری کلی باید منتظر باشی 
دیگه اینکه چند روز پیش تولد هوتن پسر داییت بود که ما فقط تونستیم از راه دور تبریک بگیم امیدوارم یه روزی بشه که بتونیم باز همگی کنار هم جمع بشیم و شما هم بتونی با خانواده مامانی و بابایی بیشتر اشنا بشی دوست ندارم چون ازشون دوریم رابطه سردی باهاشون داشته باشی گلم دلم میخواد لذت با پدربزرگ و مادربزرگ بودن رو مثل من و بابا بچشی و اونها هم طعم شیرین نوه دار شدن رو بچشند
انشالله خدا سایه همه پدر مادرها رو روی سر بچه هاشون حفظ کنه
دیشب مامان بابایی خواب دیده که شما یه پسر کوچولوی مو مشکی فرفری شیطون هستی که کلییی تو خواب مامان بزرگ رو دواندی دنبال خودت و اتیش سوزوندی
عزیزکم یکم مراعات ما رو هم بکن ما مثل شما نمیتونیم انقدر بدو بدو کنیما ولی همه سعیمونو میکنیم که حسابی از دوران کودکیت لذت ببری
مامانی همچناااان دعا کن برامون که انشالله تکلیف کار بابایی هم مشخص بشه و بتونینم زودتر شما رو تو بغل بگیریم.
من و بابایی یه دنیا عاشقتیم

امتحان زبان
