مخمل ما

تولدت مبااااارك بابا سامان

سلام دختركم خوبي عشق مامان؟اين روزا حسابي دلبري ميكني واسه ماماني امروز ٢٥ دي ماه تولد بهترين و مهربون ترين باباي دنيا بود.دخترم خيلي خوشحالم برات و ميدونم بهترين باباي دنيا رو داري پس با خيال راحت قدم هاي كوچولوتو بزار تو دنيا و بدون كه محكم ترين تكيه گاه رو داري كه با تمام وجود عشق را نثار لحظه لحظه هاي زندگيت ميكنه. سامانم ممنونم واسه بودنت تو زندگيم در كنارت مادر شدن رو تجربه ميكنم اميدوارم هميشه سلامت باشي و سايت بر روي سرمون پايدار باشه عشقم. اميدوارم بهترين روزها رو در كنار هم و دخترمون از اين به بعد تجربه كنيم. تولدت مبارك عزيزترينم .ممنونم كه زندگيم را پر از نور و عشق و اميد ميكني.
26 دی 1394

شنيدن دلنشين ترين موسيقي دنيا

سلام دختر قشنگم.خوبي ماماني؟ ديگه كم كم داري بزرگ ميشي و كاملا شكم ماماني مشخص شده.الهي فداي قد و بالات بشم من كه الان حدودا ٢٠ سانتيمتر هستي. روز چهارشنبه شانزدهم دي ماه برابر با ششم ژانويه توي ٢١امين هفته از زندگيت ساعت ٢ بعد از ظهر براي اولين بار صداي قلب كوچولوتو شنيدم عزيزم.خيلي لحظه رويايي و شيريني بود .بابايي هم خيلي دوست داشت كه بياد ولي به خاطر كارش نتونست .ولي ماماني صداي قلب نازتو براي بابايي ضبط كرد و بابايي هم كلي ذوق دخترشو كرد.بعد هم مامان بزرگ فرحت و مامان و باباي ماماني گوش دادن و كلي ذوقتو كردند. اميدوارم هميشه سالم باشي دختركم من و بابايي يه دنيا عاشقتيم
18 دی 1394

يه دختر دااااارم شاه نداره

سلام دخمل مامان خوبي نفسم؟امروز بالاخره تو بيستمين هفته فهميديم كه شما يه دخمل ناز و شكموويي چون موقع سونوگرافي دستت تو دهنت بود و داشتي انگشتاتو ميخوردي. با مامان بابايي و بابايي اومديم به ديدن عزيز دلم و خداروشكر همه چيز خوب بود اميدوارم تا اخرس به خوبي بگذره و به سلامتي بياي بغل مامان ميخوام بدوني كه من و بابا سامان عاشقتيم همه دنيامون هستي و همه كلي از دختر دار شدن ما خوشحالند. خدارو هزارمرتبه شكر ميكنم كه منو لايق مادر شدن دونست  و يه دختر ناااااز بهم داد تا مونسم باشه. خدايااااا عاشقتم سايه همه عزيزانم رو بر سرم حفظ كن. سامانم با همه وجودم عاشقتم ميدونم كه بهترين باباي دنيا ميشي عشقم. ...
9 دی 1394

يه روز خاص و دوست داشتني واسه مامان و بابا

  سلام عزيز دل مامان خوبي نفسم؟ جات راحته گلم؟الهي فداي اون حركتاي ريزت بشم كه همه دنياي من شده. بابايي بعد از مدت ها امروز زود اومد خونه بعد از كلي وقت باهم كلي حرف زديم و عشقولانه بوديم و غذا خورديم خيلي خوب بود چون ماماني از صبح دلتنگ بود و با اومدن بابايي كلي حالش بهتر شد الانم اومديم خونه اقا همايون اينا چون فردا تولدشونه انشالله كه زنده باشن به من و شما و بابايي خيلي محبت دارند. خواستم امروز  رو كه بعد از مهمون شدن شما توشكم ماماني واسه ما به روز خوب و عشقولانه بود رو ثبت كنم. عشق نوشت: سامانم با همه وجودم عاشقتم مهربونم ممنون كه دلتنگيامو كم كردي. نفسم مامان و بابا عاشقتن حسابي رشد كن و قوي شو. ...
20 آذر 1394

اولين تكون هاى نفسمون

سلااااااام عزيز دل مامان . چطووورى عشقم؟ خداروشكر حال مامانى بهتر شده اين روزها.بهترين و شيرين ترين اتفاق اين مدت اين بوده كه مامانى كم كم داره  توي١٦ هفتگى يه حركتاى خيييلي ريز و نبض مانندي رو تو دلش احساس ميكنه.هر چقدر از شيرينى اين لحظه ها بگم كمه و اصلا قابل وصف نيست. عزيز دلم خيلي مواظب خودت باش و همه ويتامين هاي لازم رو از مامان بگير امروز وقتي بابا پا شد بره سر كار براي اولين بار تو اين مدت بود كه همن خوابم برد و بابايي مهربونم دلش نيومده بود مامان را بيدار كنه و بدون خداحافظي رفته بود .يهو بيدار شدم با يه ترسي هي بابا سامان رو صدا زدم ولي جوابي نيومد اول فكر ميكردم شوخي ميكنه پا شدم خونه رو گشتم ولي بابايي نبود خلاصه كل...
12 آذر 1394

ششمين سالگرد عقد مامان و بابا همراه فرشته كوچولو

سلام نفس مامان  چطوري فدات شم؟ تو اين چند سال هميشه كلي برنامه ميريختم توي ذهنم كه اون سالي كه تو سالگرد عقدمون خدا يه فرشته ناز و مهمون دام كنه چقدر همه چيز ميتونه متفاوت باشه.و امروز واقعا يه روز متفاوت شد چون مامان به شدت سرما خورده و دارو هم نميتونه مصرف كنه و اين خيلي سخت تر ميكنه شرايط رو،ولي بازم خداروشكر كت امسال سه نفريم و تو دلمي انشالله سال ديگه كه اين موقع ٦ ماهه شدي يه جشن خوب ميگيريم. سامانم عزيز ترينم مهربونم خدارو هزار مرتبه شكر ميكنم كه تو رو دارم.مرد دي ماهي من عاشقتم تا هميشه ببخش كه امسال نتونستم اين روز رو برات خاطره انگيز كنم. بابا سامان من و جوجه يه دنيا عاشقتيم پس هميشه مواظب خودت باش . ...
28 آبان 1394

آزمايش خون

سلاااام نفس مامان خوبي عشق كوچولوى من؟ ماماني امروز تو هواى سرد پاييزى دوتايي با هم رفتيم بيمارستان و ماماني ازمايش خون داد براى چكاپ پرولاكتين و كورتيزون كه اميدوارم جوابش خوب باشه. خداروشكر چند روزه كه يه مقدار بهترم و اميدوارم روز به روز بهتر بشم.امروز بعد از مدت ها ميخوام براي شام ماهى درست كنم و اميدوارم حالم بد نشه. عزيزم مامان مهين چند روز پيش زمحمت كشيد يه بستن خيلي بزرگ پر از لباساي قشنگ بارداري و خوراكي هاى خوشمزه براي من و شما فرستاد .واقعا دستشون درد نكنه كاشيه روزي منم بتونم يه ذره از محبتاشونو جبران كنم. از وقتي مامان شدم و ميبينم چقدر سخته يه جور ديگه مامانم رو دوست دارم و دلتنگشم .خدا سايه همه پدر و مادرها رو حفظ ...
26 آبان 1394

جشن يوله فوگوست

سلام نفس ماماني خوبي؟جات راحته؟ماماني كه زياد خوب نيست.ولي همه اينا فداي سر جوجه كوچولومون. ماماني امروز قراره باهم بريم به جشن سال نو كه شركت بابا اينا گرفته.اميدوارم كه حالم امشب خوب باشه و سه تايي لذت ببريم .اين اولين مهموني رسمي هست كه با هم ميريم.تمام كاركنان شركت با همسراشون هستم واقعيتش يكم استرس دارم. من و بابايي يه دنيا عاشقتيم نفسم. هواي بابا سامان مهربونت رو خيلي داشته باش چون خيلي اين روزا تو محل كار تحت فشاره و از طرفي نگران ما هم هست.اميدوارم هميشه بابايي سلامت باشه و. سايش رو سرمون باشه بابا سامان من و مخمل يه دنيا عاشقتيم و اميدواريم زحماتت رو يه روز بتونيم جبران كنيم.
22 آبان 1394

تست غربالگري هفته ١٢

سلام نفس مامان خوبي شيطونك؟ديروز با بابايي اومديم و روي ماهتو ديديم خداروشكر همه چيز خوب بود و سالم و ناز بودي عشق كوچولوي ٥.٦ سانتي من.      
15 آبان 1394

ديدن رور ماهت براى اولين بار

    هر چي از لحظه ديدنت بگم كم گفتم برام مثل يه رويا بودسلام عشق مامااااااان  چطورى نفسم ؟مامانى امروز صبح با ژينا جون و نيناجون رفتيم بيمارستان تا روي ماهت و ببينيم هرچى از شيرينى لحظه ديدنت بگم كم گفتم برام مثل يه رويا بود انگار كه خواب ميديدم باورم نميشد كه يه تكه از وجود من و بابايي هستى كه دارى تو دلم رشد ميكنى انقدر مظلوم و اروم بودي كه تا پرستار دستگاهو گذاشت زووودى ابراز وجود كردى و مامانو منتظر نگذاشتى اروم لالا كرده بودى و يه لبخند ناااز رو لبات بوووود واى مثل معجزه بود انگار تمام دنيا وايساده بود تو اون لحظه بابا سامان خيلى دوست داشت بياد ولى نشد چون تازه رفته سركار و نميتونه براحتى مرخصى بگيره ولى...
22 مهر 1394
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به مخمل ما می باشد