مخمل ما

اولين ازمايش خون

  سلام نفس مامان چطورى عزيزم ؟اميدوارم كه خوب خوب باشى  حال مامان كه زياد خوب نيست اين روزها ولى همه اين ها فداى سر شما باشه عشقم امروز صبح توي ٩ هفته و ٢ روزگيت رفتم و ازمايش خون را براى چكاپ هاى لازم دادم انشالله روز چهارسنبه ميرم براي اسكن تا بتونم اون قلب خوشگلت رو ببينم عزيز دلم خيلى خيلى هيجان زده ام و مشتاق لحظه ديدارت نفسم قول بده خوب خوب باشي مامانى من و بابا سامان يه دنيا عاشقتيم  
20 مهر 1394

خوش آمدی فرشته کوچولو

خدایاااا هزااااران بار شکر  میگویم که من و همسرم را لایق مادر و پدر شدن دونستی. عزیز دل مهربونم مرسی که زیاد منتظرمون نگذاشتی و زود اومدی توی دل مامان جوانه زدی. عااااااااشقتم نفسم الان انقدر هیجان زده ام که نمیتونم درست بنویسم. مامانی ساعت 14 رفتم بیمارستان و جواب تستم مثبت شد  من و بابا  سامان یه دنیا عاشقتیم عزیزکم ...
24 شهريور 1394

خرید ماشین

سلام نفس مامان سلام عمرم خوبی عزیزکم؟میدونی مامانی چقدر دل تنگته؟ عزیزم ما هم خوبیم خداروشکر جمعه گذشته ماشین خریدیم تا بابایی راحت بتونه بره سر کار و برگرده.البته همون موقعی که قرار بود بریم و ماشین رو تحویل بگیریم کمر مامان نگار گرفت و انقدر درد شدیدی داشت که من نتونستم با بابا برم و تا چند روز بعد هم نتونستم سوار ماشین بشم   خبر دیگه اینکه به همین زودی سه هفته از شروع کار بابا سامان گذشت.راستی مامان بابا سامان برای 5 اذر (26  نوامبر) وقت سفارت گرفتند که انشالله برای تعطیلات ژانویه بیان پیشمون . و مهم تر از همه اینکه مامان نگار قراره 2 اکتبر بره ایرااااان   و بعد از 14 ماه مامان و بابای گلش  را ببینه از ا...
6 شهريور 1394

اولین روز کاری بابا سامان

سلام نفس مامانی خوبی عزیزم؟مامانی مثل اینکه جات حسابی راحته و قصد اومدن تو دل مامان نگار رو نداریااااا شیطونک. کنجد جونم خواستم تو هم بدونی امروز دهم اگوست بابایی بعد از 10 ماه دوباره داره میره سر کار. بابا سامان من و مخمل کلی ارزوهای خوب برات داریم .امیدواریم همیشه سلامت باشی و در تمام کارها موفق باشی.خیلی دوستت داریم.
19 مرداد 1394

رفتن به Haarslev

سلام کنجد مامان خوبی عزیزکم؟خوش میگذره؟ امروز قراره با نینا جون و ژینا جون و بابایی بریم سوناسو.بابایی بره و به امید خدا قرارداد رو امضا کنه و ما خانوما هم یکم سه تایی گردش کنیم تا بابایی کارش تموم بشه. بابا سامان من و کنجد بهترین ها رو برات ارزو میکنیم و امیدواریم که ههمیشه سلامت و موفق باشی. کاش تو هم امروز که شاااادیم تو دلم باشی عزیزم .اگه اومده باشی که دیگه شادی ما صد چندان میشه. قول بده زود زود بیای نفسم من و بابا سامان عاشقتیم
15 مرداد 1394

تماس تونی برای بستن قرارداد

سلاااام نفس مامان خوبی؟ ما که خیلی خوبیم مامانی یه بار خیلی سنگینی از رو دوش بابایی و من برداشته شد . امروز ظهر ساعت 12:45 ظهر 4 اگوست با بابایی تماس گرفتند تا پنج شنبه ظهر ساعت 2 بره شرکت برای امضای قرارداد.  طفلی بابا سامانت برای پیدا کردن کارخیلی خیلی زحمت کشید .امیدوارم که بابا سامان همیشه زنده باشه و سلامت و سایش روی سر من و شما باشه عشقم. بهترین خبر بعدی فقط اینه که شمااا زود زود بیای تو دل مامانی و ما رو لبریز خوشبختی کنی من و بابا عااااشقتیم و چشم به راه اومدنت ...
13 مرداد 1394

پیدا کردن کار هوووووراااا

سلااااام نفسم چطوری عشقم؟ ما که عااالی هستیم امروز یکم مرداد و 23 جولای ساعت 9:30 صبح با بابا تماس گرفتن برای بستن قرارداد و این ینی بعد از 9 ماه بالاخره امشب بدون فکر میخوابیم و الان تنها آرزومون حضور تو عزیز دلمونه، که بیای و این شیرینی رو صد چندان کنی. خیلی خیلی دوست داریم و خوشحالیم که وقتی میای شرایط خوبی برات فراهمه مامانی. چشم به راهتیم هر چه زودتر تو دل مامان جوونه بزن عشقم.
2 مرداد 1394

بازید بابایی از شرکت

سلام نفسم خوبی عزیز دلم؟ بابایی الان تو راهه تا بره از شرکتی که برای مصاحبه رفته بود دیدن  کنه.اگر همه چیز به امید خدا خوب پیش بره ممکنه که امروز به بابایی پیشنهاد کاری بدن که اگه بشه خیلی خیلی عالیه و بعد از مدت ها میتونیم روی ارامش رو ببینیم .نه ماه گذشته روزهای خیلی سخت و پر استرسی را گذروندیم مخصوصا بابا سامان که شب و روز دنبال کار گشته و رزومه فرستاده. امیدوارم خدای مهربون مثل همیشه کمکمون کنه و ما رو تو مسیر درست قرار بده.عزیز دلم شما هم خیلی خیلی برامون دعا کن تا شرایط اومدن شما زودتر فراهم بشه. بابا سامان من و کنجد عاشقتیم و بهت افتخار میکنیم.
30 تير 1394

بازید بابایی از شرکت

سلام نفسم خوبی عزیز دلم؟ بابایی الان تو راهه تا بره از شرکتی که برای مصاحبه رفته بود دیدن  کنه.اگر همه چیز به امید خدا خوب پیش بره ممکنه که امروز به بابایی پیشنهاد کاری بدن که اگه بشه خیلی خیلی عالیه و بعد از مدت ها میتونیم روی ارامش رو ببینیم .نه ماه گذشته روزهای خیلی سخت و پر استرسی را گذروندیم مخصوصا بابا سامان که شب و روز دنبال کار گشته و رزومه فرستاده. امیدوارم خدای مهربون مثل همیشه کمکمون کنه و ما رو تو مسیر درست قرار بده.عزیز دلم شما هم خیلی خیلی برامون دعا کن تا شرایط اومدن شما زودتر فراهم بشه. بابا سامان من و کنجد عاشقتیم و بهت افتخار میکنیم.
30 تير 1394

تولدت مبااارک پرنسس سوفیا

سلام عزیزکم.خوبی مامانی؟ امروز صبح بالاخره بعد از 45 ساعت سوفیای خاله نیوشا ساعت 8 صبح متولد شد. انشالله قدمش خیر باشه برا مامان و باباش . امیدوارم بزودی تو ام بیای تو دل مامانی و ما رو از ته دل شااااد کنی. خیلی خیلی دوستت داریم.
27 تير 1394
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به مخمل ما می باشد